شمس الدين محمد بن محمود آملي

576

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

هر يك به‌پرسند آنچه ضمير بود در كدام قطار است و علامت آن قطار در پهلوى آن حرف اول نهاده باشند بنهند تا هر يكى را دو حرف حاصلشده باشد بار ديگر آن قطارها را بوجهى كه اول كرده بودند نقل كنند بر سه قطار ديگر و باز پرسند كه ضمير كدامست . چون قطار معين شود از اين بيت كه ملكنا مال مملكة المعالى اقمرام للهو لا لمالى كه نه كلمه است بهر كلمه عددى بگيرند هر جا كه آن دو حرف در اول كلمه باشد آنچيز كه آن كلمه بر وى افتد ضمير آن كس بود . اگر در باغى رفت كه هشت در دارد و چندان سيب برداشت كه بر هر در چون نيمه آنچه با او بود بداد وقتى كه بيرون آيد يك سبب با او پيش نماند آن سيبها چند بوده باشد : دويست و پنجاه و شش بوده باشد و اللّه اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب